مثله بقیه....

بعضی وقتا یه آدمایی رو تو زندگیمون راه میدیم که ننه باباهاشون تو خونه راشون نمیدن...

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

خلاصه قسمت دوم سریال تو زیبایی + عکس های زیبا

خوب تا اونجا رسیده بودیم که می نام خودشو تصور می کنه که پیش ای.ان.جل خوابیده بعد نشون می ده که واقعا پیش ای.ان.جل خوابیده.
وقتی از خواب بلند می شه با خودش می گه هنوز خوابه ولی وقتی می بینه پیش ای.ان.جله جیغ می زنه و فرار می کنه جرمی هم بیدار می شه.

با خودش می گه چی شده کی اومدیم اینجا بعد لباسش رو نگاه می کنه و می گه مثل اینکه اتفاق بدی نیفتاده ولی چرا لباسم کثیفه بعد به لبش دست می زنه و می بینه تاول زده بعد می گه چرا از یه جایی افتادم و یادش میاد که روی یکی از اعضای ای.ان.جل افتاده.بعد یکی یکی لبای اونا رو تو ذهنش میاره و می گه اینجا بود اونجا بود اون یکی بود و آخر سر می گه نمی دونم  با خودش می گه همش خواب بوده باید دوباره بخوابم وقتی بیدار شم دوباره همون راهبه ی قبلی می شم  می گه الآن همچی درست می شه بعد یکی بهش می گه همه چیز روبراهه اونم می گه اره  دوباره می گه لباتم همینطور اونم می گه آره ولی یکدفعه به خودش میاد و چشماشو باز می کنه و جرمی رو می بینه که روبروش نشسته بعد می گه جز لبام جرمی می گه اگه لبات یادته چطور می گی همه چیز روبراهه می نامم با خودش می گه پس این بوده و می گه چیزی یادم نمیاد جرمی هم می گه دروغگو خودت گفتی یادمه و به می نام می گه تو که نمی تونی مشروب نخور اگه یه بار دیگه مثل دیروز باشی می کشمت و به می نام می گه برو از داداش معذرت خواهی کن

می نام می گه پس تو نبودی جرمی هم می گه اگه من بودم تو الآن اینجا نبودی از پشت بوم می نداختمت پایین.وقتی جرمی داره می ره با خودش می گه این چقدر عجیبه چرا انقدر صورتش نرمه بعد می نام می گه اگه این نبوده پس کی بوده .بعد تاکیونگو نشون می ده که می خواد بره دوش بگیره همین موقع می نام با یه سینی که یه فنجون چایی و یه شمع توشه میاد تو اتاق و می گه ببخشین تاکیونگم می گه فعلا نمی تونم تصمیم بگیرم و می ره تو حموم.می نام می گه اشکالی نداره اگه این سینی رو اینجا بذارم و میاد سینی رو بذاره که می خوره به کتابخونه ی تاکیونگ و همه ی کتابا می ریزه خودشم کتابخونه رو به زور نگه می داره کنترل کولرم میفته و کولر روشن می شه و کاغذا رو تو اتاق پخش می کنه.می نام برای اینکه شمعو خاموش کنه آب دهنشو جمع می کنه و توف می کنه روی شمع همون موقع تاکیونگ از حموم میاد و باعصبانیت می گه تو اتاق من توف می کنی و کتابخونه رو صاف می کنه بعد به می نام می گه تو اتاق من چیکار می کردی می نامم می گه می خواستم معذرت خواهی کنم تاکیونگ می گه اینطوری معذرت خواهی می کنن و بادستش محکم می زنه روی کتابخونه و یه چیزی از اون بالا میفته روی سر می نام بعد مدیر ما و شین وو و جرمی هم میان تو اتاق و فکر می کنن تا کیونگ می نام رو زده.

مدیر ما می خواد می نام رو ببره بیمارستان ولی می نام می گه اگه برم می فهمن دخترم.بعد می نام می ره اتاق تاکیونگو مرتب کنه که چند تا فیلم پیدا می کنه که بازیگر نقش اول همشون یه خانومی به اسم مو هوا ران هست یه عکسم پیدا می کنه که مو هوا ران با یه پسر بچه گرفته(پسره تاکیونگه)همون موقع تاکیونگ میاد و عصبانی می شه و به مدیر آن می گه یا می نام رو بیرون کن یا من میرم و از اونجا می ره هتل.از شانس تاکیونگ مو هوا ران هم میاد تو همون هتل(مو هوا ران مادر تاکیونگه ولی کسی نمی دونه)مدیر ما و طراح مد ای.ان.جل می نام رو می برن که عکس بگیره.شین وو و جرمی هم دارن درباره ی می نام حرف می زنن.جرمی به شین وو می گه می نام خیلی عجیبه ولی فکر کنم تو ازش خوشت میاد آخه اون شب تا آخر کولش کردی بعد شین وو اون شب یادش میاد که وقتی داشته می نام رو می برده می نام میفته تو بغلش و شین وو می فهمه دختره ولی به کسی نمی گه.بعد گو می نام رو نشون می ده که ژستای مختلف می گیره تا ازش عکس بگیرن بعد مدیر ما و طراح می برنش پیش یه گروه که دارن رقص تمرین می کنن می نام اولش یاد نمی گیره اما خیلی زود پیشرفت می کنه.

بعد نشون می ده که طراح داره می نام رو آماده می کنه که بره با اون گروه تمرین کنه اینبار می نام عالی می رقصه ولی یکدفعه یه توپ کوچیک از شلوارش میفته بیرون در همین حال تاکیونگ و مدیر آن از طریق وبکم دارن با هم حرف می زنن مدیر آن به تاکیونگ می گه برنامه های اجرا رو برات فرستادم همین الآن چکش کن تاکیونگم داره چک می کنه که می بینه اشتباهی فرستاده.مدیر آنم می گه همین جا صبر کن تا بیام برنامه ها رو درست بفرستم و تاکیونگم منتظر می مونه.طراح ای.ان.جل گو می نام رو میاره تو اتاق مدیر آن که لباسشو درست کنه و بعد از اینکه لباسشو درست کرد می گه با اینکه دختری هیچکی نمی فهمه و تاکیونگم همه چیز رو می بینه و می فهمه می نام دختره بعد زنگ می زنه

به مدیر آن و می گه باید بیام یه چیزی رو چک کنم و میاد به اتاق تمرین که همه از جمله شین وو و جرمی و مدیر ما و طراح توش هستن و می نام رو بغل می کنه و دیگه مطمئن می شه که می نام دختره.

تاکیونگ می گه می نام تو...تو که یکدفعه مدیر آن با یه خبر نگاره که همش دنبال ای.ان.جله میاد تو اتاق و ازشون عکس می گیره و می گه اینا همش شایعه بوده که تاکیونگ می نام رو زده و با هم دعوا کردن(هرچی آتیشه از گور این خبرنگاره بلند می شه از اول فیلم تا آخرش همه ی مشکلات ای.ان.جل تقصیر این خبرنگارس)

 

وقتی تمرین تموم می شه مدیر ما به می نام می گه حموم بالا رو چک کردم کسی نیست برو بالا دوش بگیر می نامم می ره و دوش می گیره.بعد جرمی میاد و به بقیه ی پسرا می گه آب پایین قطعه بریم بالا دوش بگیریم و همشون می رن بالا(می نام شانس آورد دوششو گرفت)با بدبختی از اونجا میاد بیرون و می گه خوب شد کسی نفهمید که یکدفعه تاکیونگ میاد و می گه من فهمیدم و می نام تو دلش می گه مادر راهبه چیکار کنم دستم رو شد و همین جا قسمت دوم تموم می شه

ظرتونو بگین که دوست دارین قسمتبعدی چی میشه؟؟؟؟ بگینا
برچسب‌ها: خلاصه قسمت دوم تو زیبایی

♥ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط رویا و ایدا